اگر در کهکشاني دور

خرید بک لینک
مادر !!!! خدا بيامرزدت .اين شعررا به ياد تو در اينجا آورده ام:آن لحظه که ما تدر انزواي خويشتنيا در ميان جمع خاموش مي نشينم موسيقي نگاه تو را گوش مي کنم .گاهي ميان مردم ،در ازدحام شهر غير از تو ،هر چه هست فراموش مي کنم.                                                    مشيري اگر در کهکشاني دور...

ما را در سایت اگر در کهکشاني دور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 21:29

امروز به تناقضات عجيب در اين سرزمين فکر مي کردم که در هر سرزميني مي تواند باشد اما در اينجا خيلي نمايان است و چه بسا در تعريف واژه ها ناتوانيم ويا مانند خيلي موارد ديگر ،کلمات در جايگاه واقعي خود ننشستنه اند .فقر وثروت ايمان وبي ايماني ديندار راستين و زاهد نماياناخلاق وفحشا دانايي ونادانيدروغ وراستي امنيت وبي امنيتي سياستمدار وسياست باز عقل وجنون تخصص ومدرک تحصيلي شادي وغم آزادي و خفقان هواي پاک وآلودگي خشکسالي و پر آبي خلوص وريا عشق ونفرت سلامت وبيماريتوهم و واقعيت قدرت وضعفغرور وفروتنيويرانگري و سازندگيصداقت وحيله گريشجاعت وبز دلي خودبيني و فروتنيو هزاران تناقض وواژه هاي متضاد ديگر . که ناگهان به ياد نوشته اي افتادم که مي گفت:زمانه سياه سپري مي شود ،روشنايي بر آستانه ايستاده است . باران مي نشيند ،آسمان صاف خواهد شد .آرامش فرا خواهد  رسيد وشور بختيها پايان مي گيرد . اما تا اين همه در رسد چه رنجها که بر ما نخواهد رفت .بديهي است چه کساني که شرايط را چندان بد نمي بينند وچه کساني که اوضاع را بسيار تيره وتار مي بينند هر دو گروه در رنج خواهند بود . و از آنجا که ميزان انس اگر در کهکشاني دور...

ما را در سایت اگر در کهکشاني دور دنبال می‌کنید

برچسب: مهر ورزي,مهر ورزيدن,مهرورزی, نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 21:29

به علت بيماري پدرم به هيچ عنوان نتوانستم سري به اين وبلاگ بزنم ودر حال حاضر اوضاع واحوال فکريم نا بسامان است . فقط به شعري از قيصر امين پور مهمانتان مي کنم.تا بعد که سر حال بشوم.دست عشق از دامنِ دل دور باد!مي توان آيا به دل دستور داد؟مي توان آيا به دريا حکم کردکه دلت را يادي از ساحل مباد؟موج را آيا توان فرمود: ايست!باد را فرمود: بايد ايستاد؟ آنکه دستور زبان عشق رابي گزاره در نهاد ما نهادخوب مي دانست تيغ تيز را در کف مستي نمي بايست داد  اگر در کهکشاني دور...

ما را در سایت اگر در کهکشاني دور دنبال می‌کنید

برچسب: دست عشق,دست عشق از دامن دل دور باد,دست عشقت, نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 21:28

سالها پيش (حدود سي وهفت سال پيش ) جهت عمل جراحي آپانديس در بيمارستاني بستري بودم يادم مي آيد پدرم خيلي نگران بود تا جايي که به من گفت بابا مي خواهي بريم خونه !!! مي دانم اين حرف نهايت استيصال يک پدر است که در قبال بيماري فرزندش که مي داند بايد عمل شود ولي تحمل ديدن ضعف فرزندش را ندارد بيان مي شود .پزشک معالج که از دوستان پدرم بود نگذاشت احساس برتعقل غلبه کند وگفت اگر اين کار را نکنيم ممکن است در بدترين زمان وبدترين مکان درد آپانديس شروع شود وحتي عواقب جبران ناپذيري به دنبال داشته باشد. به هر حال عمل جراحي انجام شدومن هستم.چهار شنبه گذشته وضعيت برعکس بود وپدري هفتاد وشش ساله بر روي تخت وپسري پنجاه ويک ساله بر بالين پدر .اگر چه پدرم سالها ي قبل حداقل دو بار عمل جراحي سنگين داشته است .اما اين بار اگر چه عمل سنگين نداشت به من مي گفت : من خسته شده ام ومرا از بيمارستان بيرون ببر . اميد وارم هيچ کس به اين وضعيتي که براي من وجود داشت دچار نشود !!!!ولي مي دانم اين صحنه ها براي خيلي ها پيش آمده است.اما دوست دارم که هيچ پدر ومادري در بستر بيماري نيفتد (آرزوي عجيبي است) اما داشتن آرزوي عجيب و اگر در کهکشاني دور...

ما را در سایت اگر در کهکشاني دور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 21:28

بعد از حدود دوماه فشار جسمي بر پدرم وفشار روحي وجسمي بر من بالاخره پدر به دنبال مادر که يک سال ونيم پيش فوت کرده بود به ملکوت اعلي رفت.ودر کنار مادر آرام گرفت ومن          نا آرام .به هيچ وجهي نمي توانم حالت خود را توصيف کنم .اگر چه پدر به خاطر قلب چندين بار به بيمارستان و بخش C.C.U منتقل مي شد اما دو هفته آخر از بيمارستان بيرون آمده بود وبا راحتي وآرامش زندگي مي کرد ودر بستر بيماري نبود وما آسوده خاطربوديم که  اين بار نيز پدر به زندگي باز گشته است .و ناگهان ؛وبه يکبار روز جمعه سوم دي ماه 95 ساعت 14 دوباره به بيمارستان منتقل شد وبعد از 4 ساعت دار فاني را وداع گفت !!!!!در حال حاضر در گوشه اي تنها وبه عمق دنياي کوچک وبي معناي خود پرتاب شده ام وهنوز شوک زده هستم وزمان باز گشت به حالت عادي ، نامعلوم .برسر قبرش ودر خانه بارها فاتحه خواندم اما آنقدر اين مرگ برايم دردآور بودکه از سر ناداني و استيصال پيامکي برايش ارسال کردم !!!!! واز او تقاضاي بخشش کردم .به بلاهتم نخنديد. روح او در آسمان و جسمش درون خاکي سرد و من بيچاره از طريق ت اگر در کهکشاني دور...

ما را در سایت اگر در کهکشاني دور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 21:28

صفحه بندی